قادر حيدرى فسايى
11
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
اثر استقبالى بودن واجب . و فعلى بودن وجوب ذى المقدمه مشترك بين واجب منجز و واجب معلق است . چون در هردو واجب ، وجوب ذى المقدمه فعلى است . پس اين دو قسم در اثر - وجوب فعلى مقدمه - با يكديگر فرق ندارند . بله واجب منجز و معلق در يك امر با يكديگر فرق دارند و آن اين است كه در منجّز ، واجب فعلى و در معلق ، واجب استقبالى است . ولى اين امر در آن اثرى كه صاحب فصول مترتب كرده تأثيرى ندارد و لذا اين امر نمىتواند موجب تقسيم واجب به منجّز و معلّق شود و الّا اگر بواسطه ويژگى اختصاصى كه اثر ( تصحيح وجوب مقدمه ) بر آن مترتب نمىشود بتوان واجب را تقسيم كرد پس مىتوان براى واجب با هر خصوصيت زمانى « 1 » و مكانى و . . . تقسيمات متعددى ذكر نمود . فافهم . « 2 » قوله : « ثمّ انّه . . . » . اشكال محقق نهاوندى بر صاحب فصول : « 3 » صغرى : التزام به واجب معلق ، لازمهاش انفكاك طلب از مطلوب است . كبرى : و اللّازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى و كبرى : در تكوينيات ، اراده از مراد زمانا ( نه رتبة ) منفك نيست . به عبارت ديگر در تكوينيات ، اراده كه محرك عضلات به سمت مراد است تنها به امر مقارن تعلق مىگيرد مثل اينكه شخص اراده شرب ماء نمايد و دست دراز نموده بردارد و بياشامد و چون تحريك عضلات به امر استقبالى تعلق نمىگيرد قهرا اراده نيز به امر استقبالى تعلق نمىگيرد . پس عدم انفكاك مراد تكوينى از تحريك عضلات زمانا + عدم انفكاك تحريك عضلات از اراده زمانا - عدم انفكاك مراد تكوينى از اراده زمانا .
--> ( 1 ) - واجب كه وجوب آن فعلى است يا در فلان زمان انجام مىگيرد يا در زمان ديگر و . . . بر ويژگى اختصاصى اين تقسيم ( اين زمان و آن زمان ) اثر ( وجوب مقدمه ) مترتب نمىشود . ( 2 ) - ر ك : نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 184 . ( 3 ) - بعضى مستشكل را مرحوم سيد محمد اصفهانى مىدانند .